مدح امام مجتبی و حضرت قاسم بن الحسن علیهالسلام
سـپـردهام غـزلم را به اخـتـیار حـسن پـریـده مـرغ دلـم باز در مـدار حسن زبـان چـگـونه بگـویـد فـضائل او را چگونه وصف شود حُسن بیشمار حسن؟! کریم اگر که تو باشی، همه گدا هستیم خدا گذاشت کرم را در انحصار حسن و هـمنـشـیـنیِ او با جـزامـیـان یعـنی که خارها همه گل میشود کنار حسن کـمانِ ابـرو و تـیغِ نگـاه او کافیست که بین معرکه هر کس شود شکار حسن فـدای هـمـت مـردانــهاش کـه افـتـاده جـمل به زیر قـدمهـای اسـتوار حسن برای مصلحت دین سکوت کرد و نشست زمان صلح مشخص شد اقتدار حسن دوباره زنده شد انگـار مجـتـبی وقتی که آمـدنـد به مـیدان دو یادگـار حسن دو بال لـشکـر او قـاسـماند و عـبـدالله به معـرکه دو لب تیغ ذوالفـقـار حسن پسر به زیر لب "احلی من العسل" میگفت به قلب معرکه میرفت با شعار حسن که ناگهان همۀ دشت از حسن پر شد هجـا هجـا شد فـرزنـد نـامـدار حـسن روایت است به محشر نمیشود غمگین هر آنکسی که به دنیاست سوگوار حسن که بر صراط، قـدمهای او نمیلـرزد کسی که رفته به پابوسی مزار حسن |